عماد الدين حسن بن علي الطبري

440

مناقب الطاهرين ( فارسي )

پس گفت : نظر به درخت اندازيد . و در آن سراى درختى بود از انار خشك شده . در حال آب بر شاخه‌هاى انار برفت و تر و تازه شد و سبز گشت و برگ برآورد و انار پديد كرد و بار دربست و بارهاى آن بر سر ما فرو گذاشت . امام ( ع ) التفات با احبّا كرد و گفت : دستها بكشيد و ميوه‌ها بخوريد به نام خداى . ايشان جمله « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم » گفتند و انار بچيدند و بخوردند . و انارى بود كه ما هرگز از آن خوشتر انار نخورده بوديم . پس روى به اعادى كرد و گفت : شما نيز ميوه بچينيد و بخوريد . ايشان چندان‌كه دستها درازتر مىكردند ، ميوه بالاتر مىشد چنان كه هيچ نچيدند و گفتند : چه افتاد ما را كه ايشان از آن ميوه بخوردند و ما نمىتوانيم چيدن ؟ پس گفت : به حقّ آن خداى كه محمّد را به حق به خلق فرستاد كه ميوه‌هاى بهشت نيابند الّا دوستان ما ، و از آن دور نشوند الّا اعداى ما . « 1 » حارث اعور گفت كه : بيرون شديم با امير المؤمنين على ( ع ) تا به عاقول رسيديم به بن درختى كه از خشكى پوستهاى آن بيفتاده بود و چوب خشك بمانده . امير المؤمنين ( ع ) گفت : ارجعى باذن اللّه خضراء ذات ثمر . در حال شاخه‌هاى آن به حركت در آمد و بار كمّثرى « 2 » بيرون آورد . ما از وى بچيديم و بخورديم و چيزى با خويشتن برداشتيم . چون دوم روز با سراى رفتيم ، آن درخت را سبز يافتيم و كمّثرى بر وى . « 3 » جابر بن عبد اللّه گويد : با على ( ع ) رفتيم تا ما را گفت : برويد تا به زير

--> ( 1 ) - الثاقب / 244 - 245 . ( 2 ) - كمّثرى : گلابى . ( 3 ) - الثاقب / 246 .